تبليغاتX
کافه سبز

با یه مشت تجربه خوب و بد از جشنواره فیلم تهران برگشتیم مفت خوری به خرج دولتم حال می ده ! اول اینکه ساندویچیهای تهران خدا هدایتشون کنه .دوم به لطف هتل محل اقامتمون الان انفولانزا دارم .سوم اینا که می خواستن همه رو هووشی راه بدن تو سالن چرا دعوت نامه دادن .اینا نکات مورد توجه تو حواشی جشنواره بود بغیر از جوایز که همه رو نا خواسته بچه های تهران بردن فکر می کنم یه پست دیگه درمورد این جشنواره بخصوص فیلما بنویسم 

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388  توسط مرد تنها  | 


بد نبود بعد کلی دلهره در هفت بخش کاندید شدیم که دوتا رو بردیم گرچه زور مون نرسید ولی برای ما که هنوز اول راهیم نتیجه خوبی به شمار می یاد به خود ما که جایزه ای نرسید کارگردانی و فیلمنامه رو یکی دیگه برد خوب رقیب خوبی بود و انصافا فیلم منسجمی رو ارائه کرده بوداز تمام دوستانم که اینجا به من دل گرمی دادن ممنونم 


نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388  توسط مرد تنها  | 


دیشب تو سالن بعد نمایش فیلمم دوباره حس گیجی سال پیش بهم دست داد همش به اختتامیه فکر می کنم روی سن تو جلسه نقد فیلممون موندم میشه موفقیت سال پیش تکرار بشه رقیب خیلی جدیه هنوز دارم گیج می زنم فقط فکر امشب هستم اگه این جایزه بهترینکارگردانی مال ما بشه ؟

نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388  توسط مرد تنها  | 


بیست و سه سال تمام شد رفت دود شد البته این ماه خیلی خوب شروع شد فیلم من و بهرام رفت جشنواره تهران دومین کار مشترکمون داره تمام می شه امید زیادی بهش داریم 

فعلا با دپرسیون وداع گفتیم .تولدم مبارک نمی خوام صد سال زنده باشم.


نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388  توسط مرد تنها  | 



سر موقع سر کارت حاضر شو , به موقع در خانه ات باش ,حواست باشد چطور با فلانی رفتار میکنی, از مد پیروی کن , در جامعه طبیعی رفتار کن,مواظب باش چی از دهنت بیرون میاد , الکی لبخند نزن , بی خود عصبانی نشو , از پیاده رو عبور کن, چراغ قرمز را رد نکن , پولهایت را برای دوران بازنشستگی پس انداز کن , از قوانین پیروی کن ...

حالا بعد از من تکرار کن  :  من آزادم.


هه هه.

نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388  توسط بهرام  | 



میام از خونه بیرون وباد خنکی به صورتم می خوره یه بوی خاصی داره مثل خودش که از هزار شکل متفاوت تشکیل می شه هزار رنگ طبیعت رو میشه دید جوری که حس متفاوتی در انسان بر می انگیزه جالب ترین روزهام رو به وجود میاره خیلی این ماه رو دوست دارم !دلیل داره؟

البوم جدید محسن نامجو رو حتما بگیرین ؟!!

نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388  توسط مرد تنها  | 


معلم : تو چرا توی این متن همیشه بعد از  ترکیب Made in  نوشتی  China  !!


دانش آموز : ببخشید مگر کلمه دیگری هم بعد از این ترکیب میتونه قرار  بگیره ؟!




نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388  توسط بهرام  | 


یهو یاد زکریای رازی افتادم مرد گلی بوده اون در چه صده ای فضا نوردی رو یاد گرفته ؟ نظر شما در مورد فضا اینا چیه تا حالا امتحان کردین مردانی از این دست زیادن !از این چرندیات که بگذریم حالو احوال دوستان چطوره شرمندم کم پهنا شدیم ! مطالب همه تون رو می خونم ولی از گذاشتن پست تو این شرایط سمائی خودداری می کنم نکنه چیزی بگم که باعث رنجش دوستان شود !یه سوال می تونین واژه (کا گ ب) رو شرح بدین؟ 
نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388  توسط مرد تنها  | 


میریم ومیریم به اخرش که می رسیم دیگه خیلی پیریم ! این تیکه کلام این روزام شده شایدم فکر فردام شده نمی دونم امروزو حال کن مردونه زندگی کن که اخرش بهت نگن دیونه !راستی تا حالا به قاهره فکر کردین ! تا به حال به چه مشکلی بیشتر فکر کردین ؟ خوب مهم نیست بیخیال همه چی وهمه چی به ....! با تشکر از بالگرد !!؟

نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388  توسط مرد تنها  | 


چند نمونه از کامنتهایی رو که ممکنه برای شما هم تو وبلاگتون گذاشته باشن اینجا میزارم :

وبلاگ جالبی داری به وبلاگ غم انگیز من هم سری بزن و لینکم کن.

مطلبت خیلی جالب بود .اگر مابل بودی تبادل لینک کنیم ؟

سلام این کد رو گذاشتم تو وبلاگم خیلی خوشکل و ناز شده آموزشش هم اینجاست...

*** اگر دوست داری کلمه نظر دهید که زیر همه نوشته هات به شکل خیلی ساده وجود داره رو خیلی جذاب کنی به اینجا برو...

مطالبت خیلی جالب و احساسیه . اگر مایلی من رو با اسم ... لینک کن .


غروب پاییز چه دلگیر است و ...حافظا و حافظا.... سری هم به کلبه درویشی ما بزن.




که سریعا متوجه می شیم که طرف چه قدر به وبلاگمون توجه کرده و با دقت پست هامون رو مطالعه کرده.

به نظر شما توهینی بدتر از این میشه به یه وبلاگ کرد ؟


نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم شهریور 1388  توسط بهرام  | 


Blog Skin